تبليغاتX
نوآوران جنوب 2
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384ساعت 20:17  توسط علی  | 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم بهمن 1384ساعت 23:1  توسط علی  | 

ماه فرو ماند از جمال محمد

    سرونباشد باعتدال محمد

سعدی اگر عاشقیکنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم بهمن 1384ساعت 13:21  توسط علی  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم بهمن 1384ساعت 10:11  توسط علی  | 

السلام علیک یا اباعبدالله وعلی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل و النهارولا جعله الله آخرالعهد منی لزیارتکم السلام علی الحسین وعلی علی بن الحسین وعلی اولاد الحسین وعلی اصحاب الحسین

سلام بر محرم
سلام بر محرم، سلام بر ماه غم، سلام بر طلیعه حزن و ماتم.
سلام بر حسین، سلام بر خون خدا، سلام بر سبط مصطفی، سلام بر زاده علی و زهرا.
سلام بر کربلا، سلام بر کویر تف دیده تشنه خون، سلام بر صحنه تجلی عشق اله، سلام برسرزمین بلا.
سلام بر زینب ، سلام بر دختر علی، سلام بر ظفرمند عرصه دلدادگی، سلام بر غیرت آموز مکتب حسین.

سپیده صبح محرم سرزد و دل هزاران عاشق حسین به خروش برآمد. سالی نو رسید و حجاب ظلمت و غفلت به تجلی حسینی دریده شد.
دریغا که خون حسین و اشک یتیمان و رعد صدای زینب، دل در تکاپو نیندازد و زنگار از قلب نزداید. هان، محرم آمد و صدای "هل من ناصر" حسین در صحرای کربلا نه که در تمام زوایای عالم پیچید. زهره در تکاپو آمد و کیهان را غیرت درگرفت. آیا یاوری هست؟ آیا دین را نزد مسلمانان بهایی هست؟ آیا خون خدا را می توان به خونخواهی برنخواست؟

آیا در ظلمتکده ای چنین رنگین و صحنه ای چنین مرصع و بازاری چنین آباد از متاع عشق و غیرت و آزادگی چیزی یافت می شود؟ از نگرانی برای دین خبری هست؟ که اگر نیست شما را با حسین چه کار؟

محرم جلوه عشق حضرت حق و رسیدن به مقام "راضیه مرضیه" است. حسین بن علی(ع) با لشکری از نور به قلب شب زد تا دلدادگی خود به حضرت دوست و دلسوزی برای اسلام عزیز را به تصویر کشد. مگر نه این است که در خانه نشستن برایش میسور بود و رسیدن به همه مقامات و متاعات مقدور؟ اما هیهات که کاخ ظلم سربرافرازد و فرزند علی ساکت بماند. همان علی که اشک یتیم را تاب نمی آورد و بی مروتی را به نظاره نمی نشست. حسین همان علی است با یارانی با وفا و خاندانی از جان گذشته که رحل اقامت در مسلخ عشق دوست انداختند و جان شیرین برایش باختند.

محرم فرصتی است تا عاشورایی شویم و عاشورایی بمانیم. دست به دامان حسین زنیم و تا ماورای هستی به پرواز درآییم. از غیرت زینب درس گرفته و نوامیس خویش را از عطر حیای دختر علی معطر بخواهیم .
بی شک صدای مظلومیت حسین بن علی(ع) همیشه تاریخ در گوش جهانیان طنین افکن است و یزیدیان را به هراس می افکند. آنانکه به این صوت الهی لبیک گویند و ندای "یالیتنی کنت معکم" سردهند از تبار عاشورا خواهند بود
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم بهمن 1384ساعت 10:8  توسط علی  | 

محمد تا نبوت را بر انگيخت          ولايت را به کام شيعيان ريخت

ولايت باده غيب و شهود است          کليد مخزن سر وجود است

محمد با علي روز اخوت          ولايت را گره زد بر نوبت

محمد را علي آئينه دار است          نخستين جلوه اش در ذوالفقار است

به جز دست علي مشکل گشا چيست؟          کليد کنت کنزا مخفياً کيست؟

کسي جز او توانايي ندارد           که زخم شيعه را مرحم گذارد

علي مولاي مظلومان عالم          بگو از نانجيبان چون بنالم

از آن شامي که سر در چاه کردي           مرا از درد خويش آگاه کردي

تنين ناله در افلاک افتاد          تمام آسمان بر خاک افتاد

پر بال تو زهرا را شکستند          تو را با ريسمان فتنه بستند

تو را در گوشه عزلت نشاندند          من را در آتش حسرت کشاندند

کدامين شب از آن شب تيره تر بود          که زهرا حايل ديوار و در بود

شبي کاندر هجوم تيغ بي داد          سرت را سينه زهرا سپر بود

زمان بر سينه خو سنگ مي کوفت          زمين از داغ زهرا شعله ور بود

عطش نوشان کوفي آتشين اند          که حتي کوثر آنجا بي اثر بود

شراب کوفيان خون حسين هست          شراب فاطمه خون جگر بود

تو مي ديدي و لب بر بسته بودي؟          که ‌آئين محمد در خطر بود

ندانستم که در چشم حقيقت          کدامين مصلحت مد نظر بود

گلويت استخواني آتشين داشت          که فريادت فقط در چشم تر بود

چرا ابليس را رسوا نکردي؟          عقاب تيغ تو بي بال و پر بود

فداي تيغ عريان تو گردم          کسي آيا ز تو مظلوم تر بود؟

مه خورشيد طلعت کيست، زهراست          چراغ شعله خعلت، کيست، زهراست

نمايان شد به خط آتش و دود          که جرم فاطمه حب علي بود

پس از زهرا علي بي همزبان شد          اسير امتي نامهربان شد

علي تنهاست در يک قوم گمراه          زبانش را کي مي فهمد به جز چاه؟

پس از او کيسه نان و رطب کو؟          صداي ناله هاي نيمه شب کو؟

خدايا کاش آن شب بي سحر بود          که تيغ ابن ملجم شعله ور بود

اذان گفتند و ما در خواب بوديم          علي تنها به مسجد رهسپر بود

در آن شب تا قمر در عقرب افتاد          غم عالم به دوش زينب افتاد

فدک شد پايمال نانجيبان          علي لرزيد و در تاب و تب افتاد

يقين دارم به جرم فتح خيبر          فدک در دست آل مرهب افتاد

علي جان کوفيان غيرت ندارند          که فرمان تو را گردن گذارند

علي جان کوفيان خفت پذيرند          که دامان بلندت را نگيرند

علي جان کوفيان با کياست          جدا کردند دين را از سياست

به نام دين سر دين را شکستند          دو بال مرغ آئين را شکستند

به پيشاني اگر چه پينه دارند          ز فرزند تو در دل کينه دارند

چو بنچاق فدک را پاره کردند          غزالان تو را آواره کردند

شغالان شيرها را سربريدند          کبوتر بچه ها را پر بريدند

 

علي را ضربتي کاري نمي کرد
گمانم ابن ملجم يا علي گفت
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم بهمن 1384ساعت 10:1  توسط علی  |