تبليغاتX
نوآوران جنوب 2 - گل تنها

تقديم به کسی که آفتاب مهرش در آستان دلم هرگز غروب نخواهد کرد

راستی اين و هميشه يادت باشه آخرين نگاه تو اولين غم من است

*************************************

گلی در مقابلم است !! گلی غمگین و تنها !!!!!!!!!

گلی قرمز ! گلی از نشا نه هایه عشق

بیشتر نگاهش کر دم ؟باز هم بیشتر !!!! 

از او برسیدم چه شده ای گل زیبا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

گفتم مانند دلی غمگین و تنها شده ای؟؟؟؟

دلی که حرفها دارد برایه ما !

به یک باره صدایی امد !  ای خدا

این چه بود ؟ایا خیال است یا حقیقت ؟!

صدایی  از ته دل !صدایی ظعیف

صدایی غمگین بر از بغض !

به یکباره بدیدم تکانی خورد ان گل !!

صدایم زد !صدایه اشنا ! صدایی که گویی شناختم انرا !

دیدم که گل زیباست که باز کرده دل تنها !

گوش دادم به ان صدایه اشنا !

گفت :! چند سالیست که تنها !!

افتاده ام اینجا ! تنها !

به ارزویه امدن یک عاشق !

دستی اندازدو مرا چیند !

ولی افسوس!!!!!! ای خداااااااا

گفت :! ارزو داشتم تا دهان گشایم ! تا گریه کنم

ولی کجاست یار اشنا ؟؟؟؟؟

هر روز با گرییه اسمان بیدار !

قطرهایه شبنم بر بار 

تکانی از نسیم صبحگاهی !

نوازشی از سوی اوووووو

نوازشی مهربانانه !

نوازشی که باز کرد غصه یه دل

نوازشی برایه این گل بی دل !!

هر روز همین قصه یه این گل بود اما ! ؟؟؟

باز هم صبح شد    نشد خبری از دو یار دیرین (باران و نسیم )

دلم گرفت که تنها یارانم گزاشتند مرا تنها !

از درد دل ری شه بسته راه خاک

ابی ندارد این ساقه یه تنگ و باریکو خشک و بی فرجام

تا صدایم زدی تو !!!!!!!!! تو ای عاشق

گفتم خدا یا با من است ؟؟؟

منه تنها ؟! منه غمناک ؟!

دیدم مرا صدا زد ی !!!!!

من هم باز کردم عقده یه دل !

سخنانش غم ناک بود 

غم ناک تر از ان بیشنهادش !!

بیشنهادی که لرزاند دلم را !

چه بود ان بیشنهاده غمناک ؟

گفت : ! دست جلو اور !!!

گفتم چرا ؟

گفت : این گل تنها دگر ارزویی  ندارد

جز بودن در دست عاشقی تنها !!

گفتم چرا ای گل زیبا ؟؟

گفت : ارزویم این است ای عاشق تنها

چیدم ان گل زیبا را به درد ناکی !

اشکی ریختم بر رویه ان از غمناکی

که ای خدا این گل زیبا عجب گلی بود !

+ نوشته شده در  جمعه پنجم آبان 1385ساعت 9:44  توسط علی  |