تقديم به کسی که آفتاب مهرش در آستان دلم هرگز غروب نخواهد کرد
راستی اين و هميشه يادت باشه آخرين نگاه تو اولين غم من است
*************************************
گلی در مقابلم است !! گلی غمگین و تنها !!!!!!!!!
گلی قرمز ! گلی از نشا نه هایه عشق
بیشتر نگاهش کر دم ؟باز هم بیشتر !!!!
از او برسیدم چه شده ای گل زیبا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
گفتم مانند دلی غمگین و تنها شده ای؟؟؟؟
دلی که حرفها دارد برایه ما !
به یک باره صدایی امد ! ای خدا
این چه بود ؟ایا خیال است یا حقیقت ؟!
صدایی از ته دل !صدایی ظعیف
صدایی غمگین بر از بغض !
به یکباره بدیدم تکانی خورد ان گل !!
صدایم زد !صدایه اشنا ! صدایی که گویی شناختم انرا !
دیدم که گل زیباست که باز کرده دل تنها !
گوش دادم به ان صدایه اشنا !
گفت :! چند سالیست که تنها !!
افتاده ام اینجا ! تنها !
به ارزویه امدن یک عاشق !
دستی اندازدو مرا چیند !
ولی افسوس!!!!!! ای خداااااااا
گفت :! ارزو داشتم تا دهان گشایم ! تا گریه کنم
ولی کجاست یار اشنا ؟؟؟؟؟
هر روز با گرییه اسمان بیدار !
قطرهایه شبنم بر بار
تکانی از نسیم صبحگاهی !
نوازشی از سوی اوووووو
نوازشی مهربانانه !
نوازشی که باز کرد غصه یه دل
نوازشی برایه این گل بی دل !!
هر روز همین قصه یه این گل بود اما ! ؟؟؟
باز هم صبح شد نشد خبری از دو یار دیرین (باران و نسیم )
دلم گرفت که تنها یارانم گزاشتند مرا تنها !
از درد دل ری شه بسته راه خاک
ابی ندارد این ساقه یه تنگ و باریکو خشک و بی فرجام
تا صدایم زدی تو !!!!!!!!! تو ای عاشق
گفتم خدا یا با من است ؟؟؟
منه تنها ؟! منه غمناک ؟!
دیدم مرا صدا زد ی !!!!!
من هم باز کردم عقده یه دل !
سخنانش غم ناک بود
غم ناک تر از ان بیشنهادش !!
بیشنهادی که لرزاند دلم را !
چه بود ان بیشنهاده غمناک ؟
گفت : ! دست جلو اور !!!
گفتم چرا ؟
گفت : این گل تنها دگر ارزویی ندارد
جز بودن در دست عاشقی تنها !!
گفتم چرا ای گل زیبا ؟؟
گفت : ارزویم این است ای عاشق تنها
چیدم ان گل زیبا را به درد ناکی !
اشکی ریختم بر رویه ان از غمناکی
که ای خدا این گل زیبا عجب گلی بود !